سناریویی انگلیسی


شبکه انگلیسی من و توی 1 و 2 در تاریخ 6 آبان 1389 تاسیس و وارد خانه های ایرانیان عزیز شد

ابتدا همه فکر می کردند مدیریت این شبکه را گوگوش (فائقه آتشین) بر عهده دارد. اما بعدها مشخص شد استفاده از نام وی فقط در حد تبلیغات و جذب مخاطب بوده نه چیز دیگری و مدیریت این شبکه انگلیسی را کیوان و مرجان عباسی بر عهده دارند.

گوگوش در کنار فرح پهلوی

کیوان عباسی فرزند فریبرز عباسی است که مدتی در آمریکا ساکن بودند و از طرفداران سلطنت محمد رضا پهلوی هستند.

کیوان عباسی مدتی مدیریت شبکه سیاسی فارسی زبان آزادی را بر عهده داشت که افرادی مانند رضا فاضلی و بهروز سور اسرافیل نیز در آن حضور داشتند.

بهروز سور اسرافیل 

رضا فاضلی و بهروز سور اسرافیل بعدها به دلیل اختلافاتی که بین کیوان عباسی و آنها به وجود آمد از این شبکه جدا شدند. شبکه آزادی بعد ازمدتی به دلیل ضعف محتوی و پایین بودن کیفیت وعدم جذب مخاطب تعطیل شد.

بعد از مدتی کیوان، کار خود را در فضای اینترنت شروع و شبکه ببین تی وی را راه اندازی کرد.

این شبکه که فقط از طریق اینترنت قابل رویت بود با همکاری رها اعتمادی (بنی اعتماد)، تیام بصیر و تعدادی چند از دوستان آنها تا مدتی ادامه داشت وتوانست مخاطب خاص خود را جذب کند. اما به دلایل مختلف این کار نیز به سرانجام نرسید و بعد از مدتی ببین تی وی نیز تعطیل شد.

کیوان عباسی که در دو تجربه قبلی شکست خورده بود بعد از مهاجرت به انگلیس این بار تلاش کرد تا با متقاعد ساختن مسئولان و دولتمردان انگلیس، شانس خود را در شبکه دیگری امتحان کند.

او در جلسه ای که برخی از صاحبان رسانه و مسئولان انگلیسی برای بررسی عملکرد سالانه بی بی سی فارسی تدارک دیده بودند حاضر شده و نقدی را که بر شبکه بی بی سی فارسی نوشته بود ارائه داد.

خلاصه نقد وی این بود: شبکه بی بی سی فارسی شبکه دوران بحران است. شبکه ای که مخاطبان آن در زمان وضعیت سفید و حالت عادی به حداقل می رسد. این مطلوب ما نیست اگر حمایت هایی که از شبکه بی بی سی فارسی می شود از من و دوستانم بشود شبکه ای راه اندازی خواهیم کرد که در زمان عادی با پخش برنامه های فرهنگی و جذاب جوانان و مخاطبان خود را جذب کند تا در زمان بحران و آشوب و به قولی وضعیت قرمز بتواند اثر گذاری خود را داشته باشد. برنامه های ضد فرهنگی  برای جذب در روزهای عادی و برنامه های سیاسی برای تخریب در زمان بحران و آشوب. این نقد به مذاق حاضرین در جلسه خوش آمد و کیوان عباسی توانست اجازه تاسیس شبکه من و تو 1 و 2 را در همان جلسه بگیرد. شبکه من و تو 1و 2 تاسیس شد.

شبکه ای که از حمایت کامل دولت انگلیس و گروه های سیاسی جدا شده از توده مردم ایران برخوردار شد. استفاده از کارمندان و تیم فنی و حتی آرشیو بی بی سی، حمایت های مالی و امنیتی تمام و کمال دولت انگلیس شبکه را یک شبکه خاص کرد. بودجه ای که برای این شبکه در نظر گرفته شد، به اندازه ای بود که فقط در برنامه آکادمی موسیقی میلیون ها دلار هزینه شد. ازجمله:

1-پرداخت 500 هزار دلار در هر بار به خواننده لس آنجلسی به نام گوگوش برای راه اندازی آکادمی موسیقی

2-پرداخت 300 هزار دلار در هر بار به هومن خلعتبری همکار گوگوش و شوهر کنونی وی در آکادمی موسیقی

3-پرداخت 250 هزار دلاری در هر بار به بابک سعیدی همکار خانم گوگوش در آکادمی موسیقی

4-پرداخت 100 هزار دلار در هر بار به رها اعتمادی (بنی اعتماد) برای برعهده گرفتن اجرای برنامه های آکادمی موسیقی

5-پرداخت 10 هزار دلار برای برنامه پشت صحنه آکادمی که توسط سالومه سیدنیا اجرا شد

6-و....

هزینه های فنی و دکور و اسکان شرکت کنندگان، در طول مدتی که برای شرکت در آکادمی آنجا بودند و .... را هم به این لیست اضافه کنید. این فقط هزینه یک برنامه است که در طول سال یک بار تهیه و پخش می شود. (تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل)

بگذریم

خلاصه قرار بود من وتوی انگلیسی که شعبه فرهنگی بی بی سی فارسی است با قوت، کار خود را شروع کرده و خیلی سریع نیز گسترش پیدا کند. برای توسعه، شبکه های من وتو 3 و 4 و 5 نیز در نظر گرفته شده بود که قرار بود بعدها به من و تو 1 و 2 اضافه شود. و همین طور تعداد من و توها گسترش یابد. این کار موجب می شد تا به مرور زمان شبکه های فرهنگی لس آنجلسی از جدول شبکه ها حذف و یا به حاشیه کشیده شده و مرجع شبکه ها از آمریکا (لس آنجلس) به انگلیس (لندن) کشیده شود. در همین راستا به برخی از مجریان لس آنجلسی نیز پشنهاد کار شد. از صدای آمریکا (voa)، بیژن فرهودی و مهدی فلاحتی.

از شبکه پارس، مهرداد پارسا، حسین فرجی و مسعود صدر. ازشبکه پن، نسرین احمدیان و همین طور از سایر شبکه های فرهنگی و سیاسی فارسی زبان. همه چیز به ظاهر درست و صحیح در نظر گرفته شد. حتی برای ابتدای کار و برای اینکه اشکالی به کار وارد نشود، برای اجرای برنامه ها، افرادی گزینش و انتخاب شدند که نزد مردم ایران شناخته شده نبودند. و از افراد شناخته شده برای دوبله، تربیت مجری و ... استفاده شد. با این کار جلوی موضع گیری های احتمالی علیه شبکه و کارکنانش گرفته می شد. هیچ یک از مجریان در فضای اینترنت و شبکه های ماهواره ای دارای سابقه نبودند به همین دلیل کوچکترین موضعی علیه آنها گرفته نشد. ازمیان خواننده ها، گوگوش انتخاب شد زیرا کمترین حاشیه سیاسی در پرونده وی علیه جمهوری اسلامی نسبت به سایرین وجود داشت و حساسیت زا نبود. در ضمن معروفیت او در میان فارسی زبانان میتوانست وسیله ای برای تبلیغات و جذب مخاطب باشد. و همه دیدند که در ابتدا وانمود شد که شبکه متعلق به گوگوش است در حالی که اینگونه نبود. اما پروژه ها و اهداف، آنگونه که می خواستند پیش نرفت. بعد از تاسیس شبکه، مشکلات یکی پس از دیگری به وجود آمد و ادامه پیدا کرد تا.... از آن جایی که برخی از این مشکلات رسانه ای شده و همگان از آن خبردار شدند، به برخی از آنها به صورت خلاصه اشاره ای خواهم کرد تا آن دسته از عزیزانی نیز که تازه با این شبکه آشنا شده اند و یا از این ماجراها اطلاع نداشته اند آگاه شوند. مشکلات از قرار زیر بود:

1-انتخاب شبکه من و تو 2 به جای من وتوی 1توسط مخاطبین و به انزوا کشیده شدن من و تو 1:

اشتباه اول مدیران این شبکه ها این بود که فکر می کردند مردم ایران تشنه فرهنگ برهنگی هستند و با دیدن چند صحنه مبتذل و جنسی آب از لب و لوچه شان آویزان شده و به این شبکه روی می آورند. اما از آن جایی که مردم ایران دارای فرهنگ و تمدن بیش از 7 هزار ساله هستند نشان دادند ظرفیت و گنجایش آنها بیش از اینهاست که با دیدن چند صحنه مبتذل، فرهنگ وتمدن خود را بفروشند. مردم ایران بار دیگر به صاحبان انگلیسی این رسانه ها فهماندند پیشرفت را در اعتقادات، آداب و رسوم، فرهنگ وتمدن و علم و تکنولوژی می بینند نه در برهنگی و بی بند و باری. این شد که از همان ابتدا مردم شبکه مستند من و تو 2 را بر شبکه من و تو 1 ترجیح دادند و شبکه  انگلیسی من و تو 1 به انزوا کشیده شد.

2-افشاگری های شبکه های ماهواره ای به اصطلاح لس آنجلسی علیه شبکه انگلیسی من و تو:

شبکه انگلیسی من و تو 1 (با وجود بودجه کلان و حمایت های مالی و ... دولت انگلیس)، غیر از اینکه رقیب بسیار جدی برای شبکه های لس آنجلسی محسوب می شد، از طرفی برنامه هایی که توسط شبکه انگلیسی من و تو تهیه و پخش شد نیز نوعی تهدید برای شبکه های لس آنجلسی محسوب می شد زیرا روند برنامه های شبکه انگلیسی من و تو به گونه ای بود که هر چه این شبکه های لس آنجلسی در طول سالیان سال رشته بودند پنبه می کرد. مدیران و مسئولان شبکه های فرهنگی لس آنجلسی در تمامی مدتی که برنامه اجرا می کردند سعی داشتند خود را عضوی از مردم جلوه داده و حتی در مناسبت های مذهبی نیز برنامه های خود را با آداب و رسوم ملت و مردم ایران هم رنگ می کردند تا این فضا و لو به ظاهر ایجاد شود. که ما پابند به اصل و هویت و ریشه اصلی خود یعنی اسلام و ایران مان هستیم. استراتژی در این شبکه های لس آنجلسی حرکت به صورت نرم بود اما شبکه انگلیسی من و تو همه این رشته ها را به یکباره پنبه کرد و خیلی ساده و صریح صحنه های مبتذلی از قبیل پخش برنامه زنده زنان زیبای دنیا، سواحل کشورهای اروپایی و آموزش رقص و .... را که هیچ شبکه فارسی زبانی (حتی بی بی سی فارسی) تا به آن روز پخش نکرده بود، به تصویر کشید. به همین دلیل مهران عبد شاه مدیر شبکه او آی پی ان اعلام کرد سیاست ها و دیدگاه مدیران شبکه انگلیسی من و تو شبکه فارسی وان یکی است و اهداف آنها نیز مشترک است.

بگذریم

با این کار مرزها شکسته شد و نگاه مردم به این شبکه ها نیز تغییر کرد. (به اصطلاح دم خروسی که سالیان سال شبکه های لس آنجلسی آن را به شکل های مختلف پنهان می کردند توسط شبکه انگلیسی من و تو بیرون زد) کار به جایی رسید مدیران و مجریان این شبکه ها مانند نادر رفیعی مدیر شبکه امید ایران، فرزان دلجو مدیر شبکه لایو و حمید احمدی مدیر شبکه آی سی سی و .... بارها و بارها اعلام کردند برنامه های شبکه انگلیسی من و تو1 با تمدن مردم ایران سازگاری نداشته و در بیشتر مسائل علیه فرهنگ و تمدن مردم ایران است. همه این ها یک طرف اما مسئله مهم و اساسی این بود که شبکه انگلیسی من و تو با بودجه ای که داشت هر کسی را می خواست می خرید. تا اندازه ای که به عنوان مثال حسین فرجی یکی از کارشناسان مسائل سیاسی در شبکه صدای آمریکا (VOA) بود توسط مدیران شبکه انگلیسی من و تو2 برای کار دوبله در این شبکه، خریداری شد. و همین طور افراد دیگر مانند آرمین قبادی پاشا که کارشناس شبکه صدای آمریکا بود ولی در شبکه من و تو به عنوان یک خبر خوان در برنامه اتاق خبر مورد استفاده قرار گرفت.

امیر برادران کارشناس صدای آمریکا که کارشناس برنامه آفساید شد.

جاوید جعفری کارشناس شبکه صدای آمریکا بود که به عنوان مجری در شبکه من و تو به کار گرفته شد.

که البته اسامی سایر افراد در ادامه ذکر خواهد شد. اما شبکه های سیاسی که سالها علیه جمهوری اسلامی کار کرده بودند و سعی داشتند حداقل مردم را به سمتی ببرند تا دست از منابع خبری داخلی برداشته و به آنها بی اعتماد شده و اطلاعات خود را از منابع خارجی بگیرند با روی کار آمدن شبکه انگلیسی من و تو1 به یکباره دیدند در برنامه اتاق خبر این شبکه اکثر و گاهی تمامی خبرها از منابع داخلی است.

عملکرد سیاسی این شبکه از قبیل حمایت از جنبش سبز،

تخریب ایرانیان مقیم اروپا و آمریکا و نقل قول از منابع داخلی به گونه ای بود که شبکه های سیاسی، این شبکه انگلیسی را شبکه جمهوری اسلامی بنامند و با آن به مخالفت بپردازند. این شد که شبکه های فارسی زبان لس آنجلسی فرهنگی و سیاسی با یکدیگر هم صدا شده و علیه این شبکه انگلیسی موضع گرفتند. و در پاره ای از مواقع دست به افشاگری علیه مدیران و مسئولان این شبکه انگلیسی زدند. این موضع گیری و افشاگری ها منجر به ریزش برخی از مخاطبان شبکه انگلیسی من وتو شد.

3-  ریزش مخاطب به دلیل تقلب در آکادمی موسیقی گوگوش:

آکادمی موسیقی در ابتدا با وجود هزینه های زیاد توانست در ابتدای راه مخاطبین زیادی را به خود جذب کند اما هنوز کار به اتمام نرسیده بود که شبهه تقلب در انتخاب نفرات اول آکادمی به جاهای باریک کشیده شد. وقتی رقابت به سطح بالای خود رسید، مخاطبین و هواداران خواننده ها در فضای فیس بوک و اینترنت به صورت خود جوش و یا حتی برنامه ریزی شده شروع به تبلیغ و حمایت از کاندیداهای خود کردند اما نتیجه آن طور که می بایست جلو نرفت. ابتدا که برنامه آکادمی شروع به کار کرد همه فکر می کردند خواننده ها می آیند و یک ترانه را اجرا می کنند و هیئت داوران، یکی از آنها را به عنوان خواننده برتر انتخاب کرده و معرفی می نمایند. اما بر خلاف تفکر مردم، اینگونه نشد. مدیران و مسئولان شبکه انگلیسی من و تو اینگونه نمی اندیشیدند زیرا هر یک از خواننده ها حامیان و طرفداران خود را داشتند و حذف هر کاندیدایی به منزله دلخوری و دل زدگی آن دسته از طرفدارن از هیئت داوران و شبکه انگلیسی من و تو و در نتیجه ریزش مخاطب می شد و این مطلوب مدیران شبکه انگلیسی من و تو نبود به همین دلیل روش انتخاب را به گونه دیگری رقم زدند. آنها یک شماره را برای افراد داخل ایران و یک شماره را نیز برای افراد خارج از ایران در نظر گرفتند تا مخاطبان در یک زمان مشخص به خواننده خود از طریق ارسال اس ام اس رای دهند و بعد از شمارش آرا، خواننده ای که بیشترین رای را آورد به عنوان نفر اول انتخاب می شد با این کار به اصطلاح توپ را در میدان مخاطبین انداخته تا طرفدار و حامی خواننده ها نیز از هیئت داوران و مدیران شبکه دلخور نشود. اما وسط های آکادمی مشخص شد همه این مسائل کاملا سوری بوده و خواننده ها و نفرات اول و ... از همان اول مشخص و انتخاب شده بودند. و مردم و طرفداران در طول این مدت بازیچه ای بیش نبوده اند. زیرا اولا شبکه من و تو فقط در ایران قابل روئیت است و ایرانیانی که در سایر کشورها بودند نمی توانستند برنامه های این شبکه را ببینند پس چگونه می توانستند به خواننده مورد نظر خود آن هم در آن زمان مشخص و محدود رای بدهند؟ پس اعلام شماره برای ایرانیان خارج نشین کاملا سوری بود. دوم اینکه از کجا معلوم خواننده مورد نظر آنها اول نشده باشد و تقلبی در این میان صورت گرفته باشد؟ نحوه شمارش آرا اصلا مشخص نبود. چگونه است که مدیران و مجریان این شبکه در برنامه های مختلف شبکه، انتخابات ایران را که در آن ناظران کاندیداها از صفر تا صد آن یعنی از موقع رای گیری تا شمارش آرا حضور داشتند را قبول نداشته و زیر سئوال می برند و قائل به تقلب هستند. درحالی که خود آنها هیچ گونه شفاف سازی در مورد نحوه رای گیری و شمارش آرا نداشتند؟ این فضای تقلب موقعی بسیار جدی  شد که عده زیادی از مخاطبین نحوه رای گیری در آکادمی را زیر سئوال برده و خودشان در فضای فیس بوک به نظر سنجی در مورد خواننده ها پرداختند. جالب توجه اینکه رایی که به برخی از خواننده ها در فضای فیس بوک داده شد بسیار بیشتر از رایی بود که در آکادمی کسب کرده بود. و نفر اول، دوم و سوم آکادمی در رای گیری که در فیس بوک انجام شد بر خلاف آن چیزی بود که در آکادمی اتفاق افتاد. از طرفی ساخت و پاخت برخی از خواننده ها با هیئت داوران و مجریان و دست اندرکاران آکادمی، شک طرفدارن و مخاطبین را در مورد تقلب به یقین تبدیل کرد. و ازدواج نفر اول دور اول آکادمی (سروش تهرانی) با یکی از مجریان شبکه من و تو (سالومه سیدنیا) از این ساخت و پاخت ها پرده برداشت.

همه این شواهد و قرائن موجب شد مخاطبان در فضای مجازی و .... علیه این برنامه و شبکه دست به اعتراض بزنند. که البته به جایی نرسید. نهایت پاسخگویی شبکه این بود که ایرانیان خارج نشین به دلیل غربت، ارتباط تنگاتنگی با هم دارند و این دلیل نمی شود که مجریان و هیئت داروان با خواننده ها ساخت و پاخت کرده باشند. این پاسخ البته برای مخاطبان قانع کننده نبود و منجر به ریزش شدید آنها شد.

4-منفور شدن شبکه و جدا شدن کادر مجرب از آن:  برخی از عوامل و دست اندرکاران شبکه به دلایل مختلف از شبکه جدا شدند دلایلی مانند: · 

منفور شدن شبکه (آنها می خواستند با حضور در شبکه ای که فکر می کردند مخاطب زیادی خواهد داشت و مبدائی برای آغاز دور جدید شبکه های ماهواره ای خواهد شد، برای خود وجه ای کسب کنند. عملکرد بد این شبکه انگلیسی موجب منفور شدن آن نزد مخاطبان شد و این امر سابقه چندین و چند ساله آنها را زیر سئوال برد. به همین دلیل تعداد زیادی از عوامل ودست اندرکاران این شبکه انگلیسی، عطای این شبکه را به لقایش بخشیدند و از این شبکه جدا شدند. افرادی مانند مهرداد پارسا، حسین فرجی، مسعود صدر، کامران محیط، رضا همایون، فیروزه باغبان، فرشته دانشفر، سمیرا قاسمی و ... ·

اختلاف بین مدیریت شبکه و مجریان (در هر مدیریت و مجموعه ای اختلاف سلیقه و نظر امری طبیعی است. اما اگر نگاهی اجمالی به سابقه مدیریت مدیر شبکه انگلیسی من و تو داشته باشید در می یابید که این اختلافات طبیعی به نظر نمی رسد. شبکه آزادی به علت اختلاف مجریان و دست اندر کاران شبکه با مدیریت آن یعنی کیوان عباسی منجر به تعطیلی شبکه شد. در شبکه انگلیسی من وتو نیز بعد از مدتی، نحوه عملکرد و مدیریت کیوان عباسی باعث جدا شدن برخی از مجریان و دست اندر کاران از این شبکه شد. افرادی مانند آزاده حسینی، مریم تهرانی، سارا باغستانی، آوا صفا، سحر زند، جاوید جعفری، نسرین احمدی و ... به همین دلایل از شبکه جدا شدند. البته نه فقط جدا که برخی از این افراد بعد از جدا شدن از این شبکه انگلیسی به افشاگری، اسرار و مسائل پشت پرده این شبکه انگلیسی را فاش کردند. افشاگری های این افراد همان و ریزش برخی مخاطبان نیز همان. نا گفته نماند در حال حاضر نیز این اختلافات بین سایر مجریان و دست اندرکاران شبکه با کادر نظارت و امنیتی شبکه ادامه دارد. کادر نظارت و امنیت شبکه به دستور کیوان عباسی مدیر شبکه انگلیسی من و تو کلیه رفت و آمدها و حرکات و سکنات مجریان ودست اندرکاران شبکه را زیر نظر دارند.


در تمامی قسمت های داخلی وخارجی شبکه افراد بایستی در دید دوربین باشند.

صفحات مانیتور آنها موقع کار بایستی به اندازه ای باشد که دوربین به وضوح تصاویر و حتی نوشته های آن را ببیند و بخواند.

رجوع به سایت های داخلی ایران غیر از بچه های اتاق خبر برای سایر افراد ممنوع است. هیچ شخصی موقع کار نباید تنها باشد. به این معنی که اگر کسی پشت سیستمی می نشیند و مشغول به کار می شود بایستی حتما در کنارش شخص دیگری باشد. (تنها کار کردن در محیط کار ممنوع(.

آوردن هر گونه سیم کارت و گوشی شخصی در محل کار ممنوع است. و کارمندان موظفند سیم کارت وگوشی خود را در ابتدای ورود به ساختمان شبکه تحویل داده و سیم کارت و گوشی که مدیریت شبکه در اختیار آنها قرار می دهد را تحویل بگیرند. آوردن سیم کارت وگوشی شخصی در محیط کار تخلف بوده و جریمه نقدی و کمیته انظباطی را در پی خواهد داشت. کلیه خطوط تلفنی شخصی و حتی خانوادگی کارکنان شبکه شنود می شود. ورود افراد متفرقه به ساختمان شبکه ممنوع است. پارک کردن وسیله نقلیه از ساعت 7 صبح تا 18 عصر کنار ساختمان شبکه ممنوع است. تنظیمات فنی سیستم های کارمندان به گونه ای است که هر سه ثانیه از صفحه مانیتور عکس گرفته و ذخیره می شود. و.... همه اینها فضایی را ایجاد کرده که کار در این شبکه برای کارکنان نیز بسیار سخت و طاقت فرسا شود. اما چاره ای جز ماندن و کار در این شبکه وجود ندارد مخصوصا برای کسانی که از شبکه های دیگر به این شبکه آمده اند. زیرا شبکه های دیگر حاضر به پذیرش مجدد آنها نیستند. از طرفی کسانی که با این شبکه همکاری کرده باشند نزد ایرانیان مقیم اروپا و آمریکا وجهه خوبی نداشته و از آنها استقبال چندانی نمی شود. فضا بسیار امنیتی؛ کار به صورت شبانه روزی؛ ولی امنیت شغلی صفر.

فضای امنیتی اطراف ساختمان شبکه انگلیسی من و تو

به جز تعداد افراد اندکی که به نوعی وابستگی با مدیریت شبکه دارند بقیه کارمندان قرار دادی و ساعتی هستند. و هر وقت که مدیریت شبکه صلاح بداند آنها را اخراج خواهد کرد. جدا شدن برخی دست اندرکاران و اختلاف موجود بین کادر فعلی شبکه ضربه سهمگین دیگری را بر بدنه شبکه وارد کرد تا اندازه ای که شبکه را به حالت کما برده و منجر به تعطیلی شبکه من و تو 2 شد.

کاهش یکباره کارمندان و دست اندرکاران و اختلاف موجود بین کادر فعلی با مدیریت شبکه موجب شد امکان ساپرت هر دو شبکه وجود نداشته باشد و به همین دلیل مدیران شبکه انگلیسی من و تو تصمیم گرفتند من و تو 2 را حذف کنند. شبکه من و تو 2 اگر چه از آرشیو بی بی سی تامین می شد اما کار دوبله و تدوین و .... آن نیاز به کادر متخصص و مجرب داشت که انصراف وجدا شدن یکباره برخی از دست اندرکاران، موجب تعطیلی این شبکه شد.  و این بزرگترین ضربه ای بود که می توانست بر بدنه شبکه و مدیریت آن وارد شود. به قول مهران عبد شاه بادکنکی که تا نهایت خودش باد شده بود به یکباره بادش خالی شد. برای توجیه این اتفاق و ظاهر سازی در مجامع عمومی اعلام شد که این دو شبکه قرار است با هم ادغام شوند. زیرا جمهوری اسلامی بر روی این شبکه ها پارازیت می اندازد و برای اینکه مخاطبان بتوانند هر دو شبکه را یکجا و بهتر ببینند. شبکه بر روی دو فرکانس دیگر نیز پخش خواهد شد. برای ظاهر سازی نیز یک نظر سنجی سوری در صفحه اول سایت گذاشته شد تا طبق معمول همه تقصیرها به گردن مخاطبان بیفتد.

فرکانس های بعدی چه بود؟ یوتل ست. من در همان ابتدا مطلبی با عنوان جمع بستن به سبک انگلیسی منتشر کردم و پرده از این اتفاق برداشتم. اول اینکه این پارازیت بعد از گذشت یک سال به وجود نیامده بلکه از همان ابتدای تاسیس شبکه وجود داشت. پس چرا از همان ابتدا شبکه من و تو را به یک و دو تقسیم کردید؟ آیا غیر از این بود که پارازیت برای هر دو شبکه وجود داشت (هم من و تو1 و هم من و تو 2) پس چرا من و تو 2 حذف شد؟ اگر قرار است یکی شوند چرا نام شبکه من و تو نشد؟ چرا من و تو 1؟ چرا من و توی 2 نه؟ مگر این دو شبکه ادغام نشدند چرا باز من و تو1 باقی ماند؟ آیا به این دلیل نبود که وقتی مشکلات برطرف شد دوباره من و تو 2 راه اندازی شود و ....؟ اگر به دلیل مشکل پارازیتی و به قول مدیریت شبکه برای بهتر دیده شدن شبکه، بر روی فرکانس دیگری رفتند چرا فرکانسی را انتخاب کردند که تقریبا همه شبکه های سیاسی در آن فرکانس بودند؟ همه می دانند پارازیت بر روی شبکه های سیاسی بیشتر از سایر شبکه هاست؟ آیا از پارازیت فرار کردن و به معدن پارازیت پناه بردن پاسخ عاقلانه ای به مخاطبان است؟ در آن زمان دم خروس آنها را با همین مختصر افشا شد.

بعد از تعطیلی شبکه انگلیسی من و تو 2 حجم اعتراضات شروع شد و افراد زیادی در سایت و فضای فیس بوک، تماس پیامگیر و .... به شبکه هجوم آوردند و اعتراض خود را مبنی بر حذف این شبکه اعلام کردند.

درخواست آنها واضح و روشن بود. به جای من و تو2، من وتو1 حذف شود. اما بر خلاف نظر اکثر مخاطبان، شبکه من و تو 2 حذف شد و اعتراض مخاطبین نیز مثل سابق به جایی نرسید. معترضین کوچکترین اهمیتی به نظر سنجی سایت ندادند زیرا آن را مانند سایرنظر سنجی ها و رای گیری های شبکه سوری و بازیچه می دانستند. به همین دلیل اعتراض مخاطبین همین طور ادامه پیدا کرد تا جایی که به مدت 1 ماه کلیه راه های ارتباطی شبکه با مخاطب بسته شد. فقط در راستای عادی سازی و آرام کردن فضا اعلام شد مخاطبین می توانند صحبت ها و مطالب خود را از طریق سایت و پیامگیر با شبکه در میان بگذارند. همه می دانستند پیامگیر و کامنت در سایت همه می دانند کاملا مدیریت می شود و مدیریت انگلیسی شبکه هر نظر و کامنتی که دوست داشته باشند علنی و پخش خواهند کرد. (یعنی مخالفان حق اعتراض ندارند) صدای مخاطبین معترض هیچ گاه به گوش مردم نرسید. در همان زمان مطلبی تحت عنوان فرار شبکه های ماهواره ای از مخاطبین نوشتم که پنبه این سناریو را نیز غیر مستقیم رشته کرد. در کنار بیم جدا شدن سایر مجریان و دست اندرکاران، مشکل دیگری به وجود آمد و آن افشای هویت واقعی برخی مجریان و دست اندرکاران شبکه و اهداف شوم مدیریت این شبکه انگلیسی توسط وب سایت امواج سیاه بود که در مدت کم توانست مخاطب زیادی را به خود جذب نماید. افشای این اطلاعات فضای اعتراضی جدیدی را برای مخاطبان، علیه این شبکه باز و البته موجب ریزش مخاطب این شبکه انگلیسی شد. به همین دلیل مدیریت بحران توسط مدیریت شبکه انگلیسی من و تو و برخی از دست اندر کاران تشکیل شد تا فکری به حال مشکلات به وجود آمده بشود و آبروی رفته را بازگردانند. حاضرین درجلسه: کیوان و مرجان عباسی، حسن اعتمادی (بنی اعتماد)، رها اعتمادی(بنی اعتماد)، پانته آ مدیری، سالومه سیدنیا، امیر علی محمدیان و امید خلیلی تجریشی موضوع جلسه: عبور از بحران موجود و واکسینه کردن شبکه از بحران هایی که در آینده ممکن است برای شبکه و عوامل و دست اندرکاران آن به وجود بیاید. واکسینه کردن مخاطب، حاصل 5 جلسه مدیریت بحران شبکه انگلیسی من و تو بود. به این معنی که بایستی مخاطبان در مورد هرگونه خبر و اطلاعات منفی در مورد شبکه و عوامل آن واکسینه شوند. بایستی فضا به گونه ای طراحی شود که مخاطبان به شبکه اطمینان حاصل کرده و هر گونه خبر منفی علیه شبکه را با دید شک و تردید نگاه کنند. با این کار اطلاعاتی که توسط افراد جدا شده از شبکه منتشر می شود نیز کاری از پیش نخواهد برد. اما اینکه این اعتماد سازی و واکسینه کردن مخاطبین باید چگونه ایجاد شود، نیاز به جلسات متعدد دیگری بود که مدیریت آن به پانته آ مدیری و امید خلیلی تجریشی سپرده شد. بعد از جلسات مختلف و متعدد بنا شد توسط یکی از مجریان مهم و شناخته شده شبکه در فضای اینترنت یک سری اطلاعات فاش شده و یک فضای منفی ساختگی علیه شبکه ایجاد شود. بعد از اینکه گستره مخاطب اطلاعات فاش شده زیاد شد و فضا رسانه ای شد، همه مطالب بازگو و یا به اصطلاح فاش شده در چند برنامه مختلف زیر سئوال رفته و شبکه به طور کلی منکر همه آن مسائل شود. در مرحله اول نیز بایستی تازه ترین موجی که روی کار آمده خنثی شود بعد بقیه مشکلات بررسی شود. اهداف ابتدایی این خود زنی به شرح زیر است:

1-یک سری اطلاعات پیش پا افتاده و سوخته فاش شود تا خواننده به آنها مشغول گردد.

2-ذهن مخاطب به مسائل فاش شده محدود شده تا مخاطب از سایر مسائل و افشاگری های مانند گروه جوانان بدون مرز و همکاری مجریان و دست اندرکاران شبکه با گروه های منحرف و مخالف ایران، حذف من و تو 2، که در وب امواج سیاه و امثال آن منتشر شده بود غافل شود

3- شبکه در یک اقدام به اصطلاح منفعلانه اطلاعات پیش پا افتاده و سوخته ای که توسط خودشان فاش شده را زیر سئوال می برد.

4-وانمود می شود که همه شبهه ها و مسائلی که ممکن است علیه شبکه مطرح شود همین بوده و شبکه نیز به همه آنها پرداخته و به همه آنها پاسخ داده شده است. در نتیجه این نکته القا می شد که شبکه هیچگونه سئوالی را برای مخاطب بدون پاسخ باقی نگذاشته است

5- کسانی که از شبکه جدا شده و قصد فاش کردن اطلاعات محرمانه شبکه را داشتند به نوعی از افشای اطلاعات نا امید شدند زیرا کافی بود بعد از افشاگری های آنها در یکی از برنامه های شبکه انگ دروغگو، اطلاعاتی، شایعه ساز، مزدور و ... را به آنها بچسبانند.

6- صدای هر گونه اعتراض مخاطبین و مخالفان و حتی سایر شبکه های ماهواره ای نیز بعد از این به جایی نخواهد رسید زیرا آن را توطئه و سناریو دشمن علیه شبکه معرفی می کردند.

7-  شبکه از فضای پاسخگویی فرار کرده و وارد فضای مظلوم نمایی شود

8- رسانه های داخلی ایران زیر سئوال برده شود و در کنار آن برای شبکه انگلیسی من و تو فضای جلب اعتماد ایجاد کنند. ابزار پیشبرد سناریو: وبلاگ شخصی یکی از مهمترین و مطرح ترین مجری شبکه حال این مجری که قرار است وبلاگ با نام او بارگذاری شود چه کسی باید باشد؟ پاسخ واضح و مشخص بود. به دلیل افشای چهره واقعی رها اعتمادی (بنی اعتماد) و خانواده و وابستگان آن و همچنین گروه جوانان بدون مرز، نقاب زیبا و چهره مظلوم شبکه از بین رفته بود. برای اینکه رها اعتمادی (بنی اعتماد) بار دیگر احیا شده و از حاشیه خارج شود و از طرفی مدیران و مسئولان شبکه نفسی بکشند، رها اعتمادی (بنی اعتماد) انتخاب شد.

با انتخاب رها به صورت غیر مستقیم می شد به اهداف زیر رسید:

اثبات ضمنی و غیرمستقیم اسم رها اعتمادی به عنوان هویت اصلی یک شخص. این در حالی است که قبلا هویت اصلی رها اعتمادی (رها بنی اعتماد) و وابستگی او و خانواده اش به دربار پهلوی، قبلا فاش شده بود.

انحراف مخاطبین از گروه جوانان بدون مرز به مسائل پیش پا افتاده و سوخته مانند شرایط استخدام و همجنس بازی و نحوه پوشش زنان و بهائی بودن اکثر دست اندرکاران شبکه که البته برای همه واضح و آشکار و البته عادی بود

محدود کردن اهداف گروه جوانان بدون مرز به اموری که کاملا پیش پا افتاده است مانند اعتقاد به بهائیت و ...

در صورت بازتاب در رسانه های داخلی، انکار و در نهایت تخریب رسانه های داخلی

تخریب مخالفین و افشا کنندگان واقعی به عنوان یک مشت شایعه ساز و دروغ پرداز و به قول خود رها خیال پرداز.

مظلوم نمایی نزد مخاطبین شبکه و جلب اعتماد آنها

نا امید کردن مخالفین شبکه (اعم از افشا کننده و یا جستجوگر) در مبارزه علیه این شبکه انگلیسی(هر چه بود همین بود و مطلب دیگری برای افشا وجود ندارد).

ساختن سدی برای سردرگم کردن مخاطبین که واقعیت را از دروغ و سناریو سازی تشخیص ندهند. (دقیقا جریان داستان چوپان دروغگو که وقتی مخاطب ببیند خبرهایی که قبلا به عنوان حقیقت شنیده، دروغ از آب در آمده پس خبرهای بعدی اگر چه واقعیت داشته باشد را نیز مانند سابق دروغ می پندارد و به آنها اعتنا نمی کند)

نتیجه نهایی: انحراف اذهان مخاطب و واکسینه شدن شبکه   سناریو اینگونه آغاز شد: در ابتدا رها اعتمادی در وبلاگ شخصی الزاما در بلاگفا که مخاطبان بسیاری در داخل ایران داشت، وب شخصی راه اندازی کرد و یک سری از اطلاعات و مسائل داخلی شبکه که البته به اصطلاح اخبار سوخته بود را فاش کرد. مراحل بعد، توسعه دادن به وب، جذب مخاطب و در نهایت رسانه ای شدن وبلاگ بود. مرحله نهایی این بود که بعد از مطرح شدن وب در رسانه های داخلی، وب مورد نظر توسط شبکه انکار و سناریوی واکسینه کردن مخاطب و همچنین مظلوم نمایی شبکه اجرا شود.

برای این کار لازم بود رها اعتمادی مدتی جلوی دوربین نیاید تا بحث اختلاف رها اعتمادی (بنی اعتماد) با مدیریت شبکه قریب به ذهن باشد. در همین راستا اجرای برنامه جواب به امید خلیلی تجریشی سپرده شد. رها نیز به بهانه تهیه برنامه از شبکه جدا شده و بعد از چند هفته اقدام به بارگذاری وبلاگ شخصی رها اعتمادی کرد. در این وبلاگ یک سری اطلاعات سوخته شبکه را اعم از ارتباط با فرح پهلوی، ازدواج سالومه و سروش تهرانی، بهایی بودن اکثر مجریان و دست اندر کاران این شبکه و معرفی اجمالی برخی دست اندرکارن و برنامه های آنها بارگذاری شد تا مخاطبان به آن اطمینان حاصل کرده وجذب آن شوند. از بیننده ها خواسته شد تا مطالب، فیلم، عکس و هر مطالبی را که دوست دارند در برنامه های مختلف به نمایش گذاشته شود به ایمیل رها ارسال کنند و جهت اطمینان مخاطبان برخی از مطالب ارسالی، در برنامه سالی تالک و دکتر کپی به نمایش گذاشته شد. بعد از بارگذاری وبلاگ به صورت نا مفهوم وغیر مستقیم در چند برنامه جواب توسط امیدخلیلی تجریشی و دیگر مجریان اعلام شد که برخی اطلاعاتی که در وبلاگ ها و فضای اینترنت منتشر شده غلط است و ما آن را تایید نمی کنیم. البته هیچ گونه اشاره ای به وبلاگ رها اعتمادی و یا وبلاگ های دیگر نشد. فضا بسیار سربسته عنوان شد تا بعدها امکان مراجعه به آن باشد و بتوانند اعلام کنند که ما قبلا مطالب مطرح شده را منکر شدیم. بعد از گذشت یک سال و اندی و بعد از اینکه فضا کاملا مهیا شد و تعداد آمار بازدید وبلاگ به بیش از 1500 نفر در روز رسید، سناریوی اصلی بارگذاری شد و آن شرایط استخدام در شبکه من و تو و بحث بهایی بودن دست اندرکاران و گرایش به همجنس گرایی و.... بعد از بارگذاری این مطالب در وبلاگ شخصی رها و منتشر شدن آن، رسانه های ایران این وبلاگ را که البته از قبل نیز با آن آشنا بودند و همه قرائن و شواهد حاکی از حقیقی بودن این وبلاگ بود را رسانه ای کرده و به آن پرداختند. بعد از رسانه ای شدن وب شخصی رها اعتمادی (بنی اعتماد) سناریو وارد فاز جدید و البته نهایی شد. رسانه ای شدن وب رها اعتمادی (بنی اعتماد) موجب شد تا مخاطبین به صورت سیل آسا به سایت شبکه رجوع کرده و در کامنت های مختلف جریان را با عوامل شبکه در کار بگذارند. شبکه نیز همان طور که قبلا برنامه ریزی کرده بودند  به اصطلاح برای روشنگری در برنامه های مختلف اقدام به پاسخگویی به مخاطبان در مورد مسئله به وجود آمده کردند و اعلام داشتند کلیه مطالبی که در مورد دست اندرکاران و مجریان شبکه در وبلاگ ها منتشر شده غلط و دروغ محض است. سناریوی انکار، از ندا جناب در برنامه جواب شروع شد. او البته خیلی مصنوعی و ساختگی، در آخر برنامه جواب به صورت اتفاقی و هماهنگ نشده آمده و اعلام کرد هر چه وبلاگ و فیس بوک به نام او وجود دارد اشتباه و ساختگی است. بعد از آن مرجان و آمنه دو مجری زن این شبکه در برنامه من و تو پلاس، رسانه ای شند شرایط استخدام را خنده دار توصیف کردند اما اشاره ای به وب شخصی رها اعتمادی نشد. فردای آن روز همین بحث بار دیگر در برنامه من و تو پلاس ولی این بار به صورت کاملا جدی مطرح شد و در نهایت نیز رها اعتمادی در یک برنامه با عنوان جواب جلوی دوربین آمده و در مورد وبلاگ مورد نظر صحبت کرد و گفت: کلیه مطالب دروغ بوده و من هیچ گونه از مطالب این وب را قبول ندارم. و از اساس من اصلا وبلاگی نداشته ام. حتی کار به جایی رسید که مجری برنامه جواب (امید خلیلی تجریشی) برای تخریب رسانه های داخلی ایران اعلام کرد این وب توسط ماموران جمهوری اسلامی ساخته و بارگذاری شده و بعد از آن رسانه ای شده تا شبکه انگلیسی من و تو را زیر سئوال ببرد. مدیران و مجریان این سناریوی شوم فکر می کردند به راحتی سناریو از یک وبلاگ شروع و سپس به خبرگزاری ها و رسانه ها کشیده و در انتها با حضور رها اعتمادی (بنی اعتماد) در برنامه جواب تومار این سناریو به هم پیچیده خواهد شد غافل از اینکه حقیقت هیچ گاه پشت ابر نخواهد ماند. از آن جایی که دشمنان مردم ایران همیشه احمق بوده اند سناریوی ساخته و پرداخته مدیران شبکه انگلیسی من و تو باز هم به نتیجه نرسید و تیرهای پرتاب شده به سنگ خورد. زیرا: اولا: این سناریو به جای اینکه در وب سایت رسمی من و توی انگلیسی یا فیس بوک شخصی رها (بنی اعتماد) اتفاق بیفتد، بسیار ساده و به قولی تابلو در وبلاگ آن هم در بلاگفا که بیشترین کاربر را در ایران دارد اتفاق افتاد. یعنی دقیقا در جایی که بعدها بشود خیلی ساده آن را حک، تعطیل و یا از بین برد و دیدید که بعد از اجرای سناریو، وبلاگ مورد نظر به طور کامل جمع شد و به زباله دان تاریخ پیوست. بدون اینکه کسی بگوید کی اومد؟ کی رفت؟ چی گفت؟ چی شد؟ دوم: مطالبی که در وبلاگ مورد نظر بارگذاری شده بود امری عادی در شبکه محسوب می شد و نهایتا یک شخص به اصطلاح آنها خراب می شد و آن رها بود. (یکی برای همه، همه برای یکی). البته نا گفته نماند که در ابتدا خراب می شد و بعد از مدتی قوی تر از پیش احیا می شد. خلاصه اینکه همه مسائل مطرح شده در وبلاگ شخصی رها، خلاصه مطالبی بود که در وب سایت شبکه مطرح شده و امری کاملا عادی بود. به عنوان نمونه پوشش زنان درشبکه از همان ابتدا در اختیار مدیریت بود و کسی نمی توانست با پوشش اسلامی در این شبکه حاضر شود. یا مثلا مخالفت با جمهوری اسلامی که از بدیهیات بود زیرا مگر می شود پول انگلیس انگلیس را گرفت و به نفع جمهوری اسلامی حرف زد؟ و همین طور همجنس بازی یا روابط آزاد و .... سوم: رسانه های ایران در کنار خبر شرایط استخدامی را که وب شخصی رها آن را مطرح کرده بود به سراغ زندگی نامه این شخص در امواج سیاه آمده و هویت اصلی این شخص و در پی آن به سابقه خانوادگی وی و وابستگی آنها به دربار پهلوی و همچنان عضویت رها اعتمادی (بنی اعتماد) در گروه جوانان بدون مرز را افشا و رسانه ای کردند. این اتفاق موجب نگرانی و عصبانیت شدید مدیران و دست اندرکاران این شبکه علی الخصوص رها اعتمادی شد به همین دلیل در برنامه ای که در رد وب شخصی خود تهیه کرده بود بسیار دست پاچه شده و حرکت های نامتعارف انجام داد. به هر حال بهترین و تنها ترین راهی که مدیران شبکه در مورد این جریان انجام دادند این بود که این جریان را مسکوت بگذارند به همین دلیل رها اعتمادی (بنی اعتماد) در برنامه جواب نیز هیچ گونه اشاره ای به هویت اصلی این گروه نکرد. چهارم و آخر: مخاطبان به دلایل مختلف اعتماد خود را نسبت به مدیران و دست اندرکاران این شبکه انگلیسی از دست داده و این سناریو هم کاری از پیش نبرد بلکه شبهه دیگری در ذهن مخاطب ایجاد کرد. شبکه برخلاف آنچه تصور می کرد نتوانست سناریویی را که خود ساخته و پرداخته بود را زیر سئوال ببرد. از طرفی ترجیح داد درباره گروه جوانان بدون مرز سکوت را اختیار کند. بحثی که سئوال بسیاری از مخاطبان شبکه بود و رها اعتمادی (بنی اعتماد) به طور کلی از آن فرار کرد. نهایت ثمر این سناریوی انگلیسی و آبکی جز خودزنی و به خفت افتادن شبکه انگلیسی من و تو و مدیران آن چیزی نداشت. به قول ما ایرانی ها عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد. اما در نهایت برخی از سئوال های مخاطبان که هنوز هم توسط مدیران این شبکه انگلیسی بدون جواب مانده را مطرح می کنم:

1- چرا یک سال طول کشید تا شبکه من و تو و شخص رها اعتمادی (بنی اعتماد) علیه  وب شخصی که ادعا می کنند ساختگی است موضع بگیرد؟

2- چرا رها اعتمادی (بنی اعتماد) بعد از یک سال به اصطلاح اسم و فامیلی کامل خود را که رها اعتمادی آل آقا است بازگو می کند؟

3- چرا در آکادمی گوگوش تقلب شد و از دوستان عوامل شبکه رای آوردند؟

4- چرا من و تو 2 حذف شد؟چرا من و تو 1 حذف نشد؟

5- چرا وقتی برای حذف یکی از دو شبکه در سایت نظر سنجی گذاشتند و اکثریت مردم در کامنت ها به نتیجه نظرسنجی اعتراض کردند کسی پاسخگو نبود و با این وجود من و تو 2 حذف شد؟

6- چرا همیشه هرچه نظر سنجی در سایت انجام شده دقیقا بر خلاف نظر سنجی عمل شده است؟

7- چرا اگر کسانی که از شبکه انگلیسی من و تو جدا می شوند در صورت افشاگری منزوی می شوند افرادی مانند آزاده حسینی و ....؟

8- چرا مدیریت شبکه انگلیسی من و تو با مدیریت شبکه فارسی وان با هم جلسات مشترک برگذار کرده و اهداف خود را یکسان سازی می کنند؟

9- چرا دوبلرهای شبکه انگلیسی من و تو با دوبلرهای شبکه فارسی وان یکی هستند و با هم همکاری دارند؟

10- چرا شبکه انگلیسی من و تو آگهی بازرگانی ندارد؟

11- چرا به هیچ یک از ایمیل های ارسالی توسط مخالفین پاسخ داده نمی شود؟

12- چرا مجریانی که در شبکه انگلیسی من و تو کار می کنند حق کار در شبکه دیگری را ندارند؟

13- چرا از زمانی که گوگوش با شبکه انگلیسی من و تو همکاری می کند سایر خواننده ها توسط این شبکه در برنامه سالی تالک مورد تمسخر و استهزاء قرار می گیرند؟

14- چرا سایت شبکه انگلیسی من و تو بارها وبارها از جنگ آمریکا علیه ایران حمایت کرده است؟

15- چرا شبکه انگلیسی من و تو اسرائیل را به عنوان یک کشور آزاد و فلسطینیان را ستیزه جو و جنگ طلب معرفی می کند؟

16- چرا مدیران و دست اندرکاران شبکه انگلیسی من و تو، هویت اصلی خود که بهایی و یهودیت است را پنهان می کنند؟

17- چرا ناصر اعتمادی (بنی اعتماد) که از اعضای ثابت سازمان امنیت انگلیس است به عنوان یک مجری و گزارشگر در شبکه انگلیسی من وتو مشغول به کار است؟

18- ارتباط تنگاتنگ سردبیر، تدوینگر و مسئول برنامه دکتر کپی با مدیریت شبکه سیمای آزادی که متعلق به سازمان مجاهدین خلق است برای چیست؟

19- علت رفت و آمدهای جدا شدگان از جمهوری اسلامی مانند عبدالکریم سروش، مهاجرانی و اکبر گنجی ها به این شبکه انگلیسی برای چیست؟

20- چرا شبکه انگلیسی من و تو بارها و بارها از جنبش سبز حمایت کرده است؟

21- چرا مدیران و مسئولان شبکه انگلیسی من و تو قالب برنامه بفرمایید شام را از شرکت تهیه کننده و اجرا کننده اش که یک شرکت یهودی است خریداری می کند اما قالب برنامه پارازیت صدای آمریکا و برنامه دیگر شبکه ها را بدون اجازه برداشته و شبیه سازی می کند بدون اینکه کوچکترین هزینه ای به آنها بپردازد و یا حتی با آنها هماهنگ کند؟

22- چرا برای استفاده از قالب برنامه نمای نزدیک از شبکه جم اجازه گرفته نشد؟ چرا شبکه من و تو به راحتی تمام قانون کپی پیست را زیر پا می گذارد؟

23- رابطه حسن اعتمادی با تجزیه طلبان کرد در چه زمینه هایی است؟

24- چرا با اینکه فرح پهلوی بارها و بارها از این شبکه انگلیسی حمایت کرده، تا به حال در برنامه های این شبکه از وی دعوت به عمل نیامده و مدیران شبکه این حمایت ها را پنهان می کنند؟

25- چرا مدیران و مسئولان شبکه پاسخگوی افشاگری های افراد جدا شده از شبکه مانند آزاده حسینی و سحر زند نبوده اند؟

26- حضور مسعود بهنود هنگام ضبط برنامه های اتاق خبر شبکه انگلیسی من و تو چه معنایی می تواند داشته باشد؟

27- رابطه شبکه من و تو با تجزیه طلبان کرد و شبکه آسوست برای چیست؟

28- چرا مانند شبکه های لس آنجلسی هیچ کس حق حضور در حتی چند صد قدمی ساختمان شبکه انگلیسی من و تو را ندارد؟

29- اگر این شبکه مدعی است که مردمی ترین شبکه موجود است چرا کمترین ارتباط را با مخاطب دارد؟

30- چرا شبکه فقط وبلاگ شخصی رها اعتمادی (بنی اعتماد) را انکار کرد و سایر وبلاگ های شخصی مجریان شبکه را مسکوت گذاشت؟

31- منظور رها اعتمادی (بنی اعتماد) از ادامه پیدا کردن این سناریو در برنامه جواب چه بود؟

32- چرا تماشاگران برنامه آکادمی گوگوش تعداد شناخته شده و خاصی هستند و از مردم عادی نمی توانند در این برنامه حضور پیدا کنند؟

33- و ده ها و صدها سئوال دیگر که هیچ گاه پاسخی برای آنها داده نشد.  

   + مرجان عباسی - ٦:٥٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٢/٢۱